
می شنوید؟ من که از خود بی خود شده ام،فقط بویش را حس می کنم ونه چیز دیگری را. نسیم ملایم صورتم را نوازش می کند و آرام بر پیشانی ام،بوسه می زد. از کوچه می گذرم و با ژرفای وجودم آهنگ دلنشین بادxa0وخش خش برگ ها را می شنوم. اکنون می ایستم و تمام خاطراتم را مرور می کنم... . روزی از همین کوچه گذر می کردم، مست زیبایی طبیعت بودم،بازهم باد بود و بوسه ی مهربانش. اکنون می نگرم،عمیق و عمیق تر. گویی وارد دنیای دیگری شده ام. با وجود زیبایی های فصل خزان؛ شکوفه ها را می بینمxa0که همچون گل سر، موهای زیبای درخ...
ادامه مطلب