بوی آشنا

خرید بک لینک

می شنوید؟

من که از خود بی خود شده ام،فقط بویش را

حس می کنم ونه چیز دیگری را.

نسیم ملایم صورتم را نوازش می کند و

آرام بر پیشانی ام،بوسه می زد.

از کوچه می گذرم و با ژرفای وجودم آهنگ

دلنشین باد وخش خش برگ ها را می شنوم.

اکنون می ایستم و تمام خاطراتم را مرور

می کنم... .

روزی از همین کوچه گذر می کردم،

مست زیبایی طبیعت بودم،بازهم باد بود

و بوسه ی مهربانش.

اکنون می نگرم،عمیق و عمیق تر.

گویی وارد دنیای دیگری شده ام.

با وجود زیبایی های فصل خزان؛

شکوفه ها را می بینم که همچون گل سر،

موهای زیبای درخت را می زیبند و

درخت با ناز و عشوه موهای زیبای خود را

به نوازش های باد می سپارد.

افسوس!که زبانم عاجز از

وصف این زیبایی هاست.

زیبایی هایی که آدم را مست می کند

و به جهان زیبا تری می برد.

جهانی که با تمام زیبایی فصل ها؛

جایی که زمین پوشیدهاز برگ های

زرد و قرمز و نارنجی است ،

بر درختان شکوفه ها در حال خندیدن هستند

و برف می بارد... .

چه دنیای زیبایی است و

من بویش را در همین نزدیکی حس می کنم.

راستی! این بو چه آشناست.

بوی دستان تورا می دهد. مادر!

تمام زیبایی های عالم در برابر تو هیچ است

و بوسه بر دستانت بهترین حس.

نمی دانم تو را چگونه توصیف کنم،

ای بهترینم!

با زبانی عاجز از وصف تو می گویم:

"دوستت دارم!"

دنياي زينب...

ما را در سایت دنياي زينب دنبال می‌کنید

برچسب: بوی خوش آشنایی,سلامی چو بوی آشنایی,بوی یاری آشنا آید همی,سلامی به بوی آشنایی, نویسنده: بازدید: 4 تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 7:46

صفحه بندی