می شناسم جایی را...
همین نزدیکی
لبریزِ افتخار
تکه ای از بهشت؛اما بر روی زمین
جایی که مردمانش حرف میزنند
با زبان نه شمشیر،
از عشق نه دشمنی
مردمانی از جنس خاک نه آتش
می شناسم جایی را...
هم عِطر گلهای دماوند
هم رنگ شمعدونی های ماسوله
همسایه ی خلیج پارس
می شناسم جایی را...
خانه ی اسفندیار و سهراب
سرزمین رستم و افراسیاب
می شناسم جایی را...
که نامش ایران است.
آری؛ ایران
و با افتخار می گویم؛
وطنم!
ایران عزیز،دوستت دارم!
دنياي زينب...ما را در سایت دنياي زينب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 6